تبليغاتX
 مرد تنها . عاشق دلخسته . صادق عباسی

نمونه از بهترین عبارات عاشقانه

a.   "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین

b.   "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز

c.    "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس

d.   "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری

e.   "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون

f.      "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن

g.   "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس

h.   "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر

i.       "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز

j.       "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." –


 

نوشته شده توسط صادق عباسی در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 21:37 موضوع | لینک ثابت


امروز بعد از مدتها داشتم توي اينترنت وبگردي ميكردم كه به ترجمه متن شعر فيلم جواهري در قصر رسيدم و چون ميدونستم اين سريال طرفدارهاي بسياري داره ، ترجمشو براي شما دوستاي خوبم هم ارسال كردم .

------------ --

بيا .. بيا .. بيا براي هميشه اگر از او بخواهم ، ايا براي هميشه پيشم خواهد ماند ؟

برو .. برو .. برو براي هميشه اگر از او بخواهم آيا براي هميشه تركم خواهد كرد ؟

هر روز و هر روز منتظرم . حتي اگر تا ابد هم منتظر بمانم باز هم نميتوانيم باهم باشيم

نه .. نه نميتواند اينگونه باشد

اگر نميتواني بيايي . مرا با خود به آنجا ببر

مه .. مه و صداي كودكي كه ميگريد

ميخواهم به خانه بروم . نزد پدر و مادري كه عاشقشان هستم

مه .. مه و اسمان سياه

ستاره ها مي درخشند اما جايي براي قلب پر آشوب من نيست

آه ... چه كسي ميتواند مرا به خانه ببرد ، خانه اي چنان دور

نترس ... نترس عزيزم

يك دسته گل ، يك دانه شن تا پايان زمين

نترس .. نترس هر چه زودتر بزرگ شو . منتظر آفتاب باش تا اميد بياورد

وقتي مه از آسمان پاك شود ، كودك خواهد خنديد

آواز بخوان و با اين پدر و مادر حرف بزن

وقتي مه پاك شود اسمان روشن خواهد شد

به آفتاب نگاه كن و اميدوار باش

آه .. چه كسي ميتواند مرا به خانه ببرد ، خانه اي چنان دور

آه .. چه كسي ميتواند مرا به خانه ببرد ، خانه اي چنان دور

 


 

نوشته شده توسط صادق عباسی در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت


نوشته های ماندگار

  1.  

     مولا علي (ع) مي فرمايند : زندگي دو روز است ، روز اول به نفع تو و روز دوم عليه تو . روزي كه به نفع توست مغرور نشو و روزي كه عليه توست صبور باش . زيرا كه عمر هردو كوتاه است
     

    شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست

    وقتي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم **ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند
     

    نمي گويم فراموشم نکن هرگز/ ولي گاهي به ياد آور/ رفيقي را که ميداني/نخواهي رفت از يادش عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است کسانی که دیر قول میدهند خوش قولترین مردمان دنیا هستند....ژان ژاک روسو
     

    یک سنگ کافی است برای شکست یک شیشه یک جمله کافی است برای شکستن قلب.یک قلب کافی است برای عاشق شدن. یک دوست کافی است برای یک عمر زندگی
     

    دریا رو دوست دارم ولی از امواجش می ترسم بهار را دوست دارم ولی از تاریکی اش می ترسم شمعی از جنس تو را دوست دارم ولی از اب شدنش می ترسم
     

    سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
     

    اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
     

    دوستاي خوب مث ستاره‌ها ميمونن... حتي وقتي نمي بينيمشون باز هم سر جاشون هستن!!
     

    دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق
     

    دور قلبم کنفی بافته ام تا که هر عنصر سخت به دلم راه ندم همه اندیشه من فانی شدنم اندیشه کنون همه عاشق شدن است !
     

    دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري
     

    در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
     

    زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.

 


 

نوشته شده توسط صادق عباسی در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 21:4 موضوع | لینک ثابت


خوش آمد گویی

آموخته ام  که بهترين کلاس درس دنيا، کلاسي است که زير پاي پيرترين فرد دنياست
آموخته ام  که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود
آموخته ام که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام که داشتن کودکي که در آغوش شما به خواب رفته، زيباترين حسي است که در دنيا وجود دارد
آموخته ام  که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام  که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام  که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام  که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام  که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام  که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام  که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام  که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام  که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام  که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام  که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام  که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام  که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام  که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام  که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام  که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام  که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام  که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
آموخته ام  که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم
آموخته ام که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد
آموخته ام که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که درس زندگي دادن فرا مي رسد
آموخته ام  که کوتاهترين زماني که من مجبور به کار هستم، بيشترين کارها و وظايف را بايد انجام دهم


 

نوشته شده توسط صادق عباسی در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 22:14 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting